|
تو در پناه خدایی و خدا هرگز دیر نمیکند |
|||
+
تاريخ دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 10:5 نويسنده الهه جون
خدا وصیت منو گوش بده نامه مو بخون... شاید دیگه من نباشم مواظبه عشقم بمون... میسپارمش بهت میرم تموم تار و پودمو... یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو... خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو... کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایشو...بهش بگه دوسش داره... خیلی بده زمونه ما...خدا سپردمش بهت...مواظبه عشقم بمون...
فردا قراره من و تو از همدیگه جدا بشیم... فردا قراره همدمه گریه ی بی صدا بشیم... تو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه میزنم... آی آدما نگاه کنین غریب شعرتون منم... یادش بخیر من و تو یه قلب پاک و بی غرور... حالا چی شد عوض شدی دلت کجاست سنگ صبور؟... من تو رو عاشق میکنم هر جور شده حتی به زور... کی میخواد فردا تورو از من بگیره... کاش خونه ویرونه شه آتیش بگیره... ما باید فردارو از دنیا بگیریم... ما اگه از هم جدا بشیم میمیریم... ما باید قدر این روزا رو بدونیم... وای اگه فردا بیاد تنها میمونیم... خدا شاید این عشقی که من میگمو تو نشناسی... نزدیکترین کسم اونه خیلی دوسش دارم راستی یادم نره بهت بگم عزیزترینه من اونه... خودم مهم نیست اما اون نذاری تنها بمونه... بمیرم واسه هق هقش گریه چقدر بهش میاد... وقتی که حرصش میگیره میگه از من بدش میاد... اما وقتی آروم میشه میبینه من بغضم گرفت... همین دیوونه بازیاش از اول چشممو گرفت... حالا که دیگه مجبوریم باهمدیگه وداع کنیم... بیا به یاد اون روزا همدیگرو دعا کنیم... یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نذاشت جدا بشیم... ای وای داره فردا میاد باید دست به دعا بشیم... با قلبه پاکت از خدا بخواه منو صبرم بده... هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم میده... کی میخواد فردا تو رو ازمن بگیره کاش خونش ویرونه شه آتیش بگیره... عزیزم یادت نره دنیا دو روزه نمیخوام فردا دلت واسم بسوزه... ای خدا حتی اگه دوسم نداره تو میتونی نذاری تنهام بذاره... ۱۷ سال پیش وقت اذان صبح یه نی نی امود توی این دنیای شلوغ که کاش..... روز مادر رو هم به مامانه گل و مهربونم تبریک میگم....
|
|||