تبليغاتX
!...هر کجا هستم باشم...!

تو در پناه خدایی و خدا هرگز دیر نمیکند

دیرگاهیست که تنها شده ام...قصه ی غربت غم ها شده ام

وسعت درد فقط سهم من است...باز هم قسمت غم ها شده ام

دگر آیینه زمن بی خبر است...که اسیر شب یلدا شده ام

من که بی تاب شقایق بودم...همدم سردی یخ ها شده ام

کاش چشمان مرا خاک کنید...تا نبینم که چه تنها شده ام

    

+ تاريخ چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 11:31 نويسنده الهه جون |